فصل سوم54
بررسی آیه‌ی مباهله54
آیه:55
اول: تبیین و بررسی دیدگاه صاحب المنار56
الف: تبیین نظرات56
ب: نقد وبررسی58
دوم: تبیین آیه مباهله از دیدگاه امامیه62
الف: واژه شناسی62
ب: بررسی دلالت آیه مباهله64
اثبات ولایت امام علی(ع):69
نتیجه گیری فصل:71
فصل چهارم77
بررسی آیه صادقین77
آیه:78
اول: تبیین و بررسی دیدگاه صاحب المنار79
الف: تبیین نظرات79
ب: نقد وبررسی81
الف: قرائت ابن مسعود81
ب: خاص یا عام بودن صادقین81
ج: روایاتی که صادقین را امام علی معرفی کرده اند82
ارزیابی تقریر فخر رازی84
دوم: تبیین آیه صادقین از دیدگاه امامیه86
الف: واژه شناسی86
ب: بررسی دلالت آیه صادقین87
نتیجه گیری فصل:90
فهرست منابع و مآخذ91
مقالات99
نرم افزارها99
سایت‌ها100

مقدمه
مسئله ی امامت از جمله مسائل مهم در شریعت مقدس اسلام میباشد که همواره در طول تاریخ اسلام مورد نقد و بررسی صاحبان اندیشه و فکر قرار می‌گرفته و تا به حال نیز چنین است و عمده ی تنش‌ها و اختلاف‌های میان مذاهب اسلامی نیز از همین موضوع سرچشمه می‌گیرد.حتی به نحوی می‌توان اختلاف‌های در مسئله‌های فرعی را به این موضوع برگرداند.
یکی از مسائلی که می‌تواند این اختلافات را کاهش دهد، تبیین مبانی مذاهب بر پایه اصول مسلم و مستحکم، در مسئله ی امامت است.هنگامی که سخن از اختلاف و نزاع از نوع علمی آن به میان می‌آید، راه حل چیست؟ آیا باید با جدال و مراء به مقابله ی با این اختلافات پرداخت؟ آیا با توهین و متهم کردن مبانی، می‌شود راه حق را پیدا کرد؟ راه حل چیست؟ قرآن کریم این معجزه جاودان خاتم الانبیاء صلی اله علیه و آله، پاسخ این سؤالات را این چنین بیان می‌کند: «هرگاه در مسئله ای نزاع کردید آن را به خدا و پیامبر ارجاع دهید… 1» آری حکم کننده واقعی خداوند و رسول گرامیش می‌باشند و هر حاکمی که به غیر از آنان و کسانی که آنان تأیید کرده اند، صلاحیت این مهم را ندارد.
از جمله مواردی که قضاوت آن محکوم به بطلان است، هوای نفس و تعصبات بی جاست که تمامی این موارد در ردیف قضاوت‌های طاغوت به شمار می‌رود، 2 وما مأمور به دشمنی و کفر به طاغوت و مصادیق آن شده ایم.پس در مسئله ی امامت و شرایط و وظایف آن، که همواره خاستگاه و محل بسیاری از اختلافات بوده اند، باید بنگریم که قرآن کریم و سنت قطعیه ی رسول اکرم صلی الله علیه و آله، چه حکمی و چه تصویری از آن ارائه می‌دهند تا آن را معیار خود در عمل به دین قرار دهیم.

فصل اول
کلیات
اول: تعریف و محدوده مسئله
بحث در امامت در دو مقام مطرح است ابتدا در امامت عامه که بحث از ضرورت وجود و اوصاف امام است و مقام دیگر در امامت خاصه است، یعنی بحث در مصادیق امام.ادله، در این مقام‌ها شامل ادله ی عقلی و نقلی است که ادله ی نقلی خود به دو دسته آیات و روایات تقسیم می‌شود.در تفسیر این آیات همواره بین مفسرین خاصه و عامه اختلاف نظر وجود داشته است.مباحث تفسیری آیات ارتباط مستقیم با مباحث کلامی و تاریخی دارد بطوری که این مباحث تاثیر فراوانی بر نوع نگاه به آیات و تفسیر آنها دارد.در میان آیات قرآن که مسائلی از امامت و ولایت را ثابت می‌کنند می‌توان به آیات ابتلاء، مباهله و صادقین اشاره کرد.از میان تفاسیر عامه، تفسیر المنار رشیدرضا در بین اهل سنت، جایگاه برجسته ای دارد و با توجه به اهمیت مسأله ولایت که از نظر شیعه جزو اصول دین است باید به شبهات و سوالات در این موضوع پاسخ داد.از مشخصه‌های خاص این تحقیق نقد و بررسی نظرات صاحب تفسیر المنار و جواب به شبهات ایشان در این سه آیه است.
دوم: پیشینه موضوع
کتب کلامی و تفسیری حول این سه آیه شریفه با هدف اثبات امامت و فضیلت و عصمت ائمه اطهار بسیار بحث نموده اند.مثل تفسیر تبیان شیخ طوسی، نورالثقلینِ عبد على حویزى و تفسیر المیزان علامه طباطبایی.ولی با محوریت نقد و بررسی تفسیر المنار انجام نگرفته اند.و درمورد سه آیه مورد بحث، تک نگاری با عنوان بررسی نظرات صاحب المنار نیز وجود ندارد.لذا این تحقیق در نظر دارد حول محور این سه آیه که از اهمیت بالایی در مبحث امامت برخوردارند با رویکرد نقد تفسیر المنار بطور خاص بپردازد.
سوم: ضرورت تحقیق
از آنجایی که مسئله ولایت و امامت جزء مسائل کلیدی در عقاید شیعه است و شیعیان امامت جزء اصول دین می‌دانند نه مسئله فقهی و فرعی بررسی آیاتی که در این رابطه هستند و نوع تأویل و تفسیر این آیات اهمیت و ضرورت خاصی دارد.
چهارم: اهداف تحقیق
با توجه به هجمه بی سابقه افکار التقاطی و بی اساس وهابیت، هدف از این تحقیق اثبات لزوم عصمت برای امام و اثبات فضیلت و ولایت بر مردم برای ائمه اطهار توسط آیات ابتلاء، مباهله و صادقین است که در این پایان نامه ضمن تبیین مفردات و شأن نزول آنها، تفسیر علمای شیعه و نیز تفسیر صاحب المنار را تبیین و به شبهات مطرح شده از سوی ایشان خواهیم پرداخت.
پنجم: سؤال اصلی
دیدگاه صاحب المنار درباره آیات ابتلاء، مباهله و صادقین و نقد آنها چیست؟
ششم: سؤالات فرعی
1) نظر المنار درباره آیه ابتلاء چیست و چگونه لزوم عصمت برای امام از این آیه بدست می‌آید؟
2) نظر المنار درباره آیه مباهله چیست وچگونه فضیلت ائمه اطهار از این آیه فهمیده می‌شود؟
3) نظر المنار درباره آیه صادقین چیست و چگونه ولایت و زعامت مسلمین برای ائمه اطهار از این آیه درک می‌شود؟
هفتم: فرضیه اصلی
لزوم عصمت برای امام و فضیلت اهل بیت پیامبر اکرم و زعامت و ولایت امامان شیعه بر مردم بوسیله آیات ابتلاء، مباهله و صادقین اثبات می‌شود.
هشتم: فرضیه‌های فرعی
1) لزوم عصمت برای امام بوسیله آیه ابتلاء اثبات می‌شود.
2) فضیلت اهل بیت پیامبر اکرم توسط آیه مباهله اثبات می‌شود.
3) ولایت و زعامت امامان شیعه بر مردم بوسیله آیه صادقین اثبات می‌شود.
نهم: معرفی مفسرین المنار
این تفسیر، محصول دو تن از علمای اهل سنت، یعنی شیخ محمد عبده و شاگردش محمد رشیدرضا می باشد که اصل کتاب مربوط به دروس تفسیر محمدعبده و به نگارش رشیدرضا است. ولی پس از فوت استاد، رشیدرضا باقی آیات را تا جایی که عمرش کفاف می دهد ادامه می دهد.
درباره زندگی شیخ محمد عبده، یا به اصطلاح معروف اهل سنت، امام محمد عبده، آنچه نقل شده این است که:
«در سال 1266 هـ ق، در یکی از روستاهای استان بحیره در مصر متولد شد.تا سن ده سالگی در خانه پدری سواد آموخت و سپس نزد یکی از حافظان قرآن رفت و تا دوازه سالگی کل قرآن را حفظ کرد.در سال 1282 به جامع اَزهر وارد شد.پنج سال در آنجا دانش آموخت تا آنکه در ابتدای سال 1287 سیدجمال‌الدین اسدآبادی را دید و در مصاحبت وی زندگی و افکار و عقایدش زیرورو شد.در سن 25 سالگی، رساله «الواردات فی سرّ التجلیات» را در فلسفه و عرفان تحریر کرد که بخشی از دروس مرشد و استادش سیدجمال بود.سید او را به اصلاح و تغییر فراخواند و در اثر تعلیمات او، از سال 1293، شیخ محمد عبده مقاله‌های اصلاحی مهمی نگاشت که در جراید و روزنامه‌های آن زمان، از جمله الاهرام در قاهره منتشر شد.»3
یکی از خصوصیات ایشان، محدود نشدن در مسائل علمی و تحقیقی صرف است. یعنی آنچه که نام او را در بین مسلمین پر رنگ تر از خیلی از دیگر علما کرده است، اثر گذاری اجتماعی و سیاسی ایشان در کنار آثار و فعالیتهای علمی اوست. بطوری که در مورد ورود ایشان به عرصه فعالیتهای اجتماعی آمده که:
پس از فارغ‌التحصیل شدن، ‌در سال 1295 به تدریس پرداخت و با تأسیس حزب‌‌الوطنی توسط سیدجمال، عضو و مرد شماره دو آن حزب شد.پیوند او با سیدجمال چنان بود که وقتی پادشاه مصر در سال 1296 حکم به اخراج سیدجمال از مصر داد، شیخ محمد عبده را به تبعید در روستای زادگاهش محکوم نمود.این تحولات و فشارها اما خللی در عزم اصلاح‌گرانه محمد عبده نداشت.او در اطراف قاهره پنهان شد و با منصوب شدن ریاض پاشا به عنوان ریاست وزرای مصر، عفو شد و حتی مأمور به نوشتن روزنامه «الوقائه المصریه» شد که روزنامه رسمی کشور محسوب می‌شد.آثار شیخ محمد عبده در تحولات و انقلابات سال 1299 به رهبری عرابی پاشا اثری شگرف داشت.
او در جریان لشکرکشی انگلیس به اسکندریه با عرابی پاشا همکاری کرد و پس از شکست قیام، سه ماه به زندان و سپس محکوم به تبعید از مصر شد.به ناچار عازم بیروت شد و از آنجا با سیدجمال‌الدین در پاریس تماس گرفت.سید او را دعوت کرد و شیخ محمد به او پیوست.این دوره، یکی از پربارترین روزگاران حیات او و سیدجمال بود.آنان مجله «عروه الوثقی» را منتشر کردند که پس از 18 ماه تعطیل شد.شیخ در سال 1303 رساله استادش سیدجمال را به نام «ردّ بر نیچریه» به عربی ترجمه کرد و در بیروت منتشر نمود و نیز شرحی بر «نهج‌البلاغه» نوشت.پس از مدتی، به مدرسه سلطانیه دعوت شد و به تدریس کلام و علوم دینی پرداخت.مجموعه درس‌نوشت‌های او در این دوره، به صورت دو کتاب «رسالهالتوحید» و «البصائرالنصیریه» (در منطق) منتشر شد.
شیخ در سال 1306 با التزام به اینکه در امور سیاسی مداخله نخواهد کرد، به مصر بازگشت.مدتی به تدریس و قضاوت در محاکم مشغول شد تا آنکه در سال 1309 پس از مرگ شاه توفیق، توانست نظر پسرش شاه عباس را جلب کرده و او را به تهذیب و اصلاح دانشگاه الازهر ترغیب نماید.با موافقت عباس، شیخ به اثرگذاری گسترده و اصلاح ساختار دانشگاه و محتوای دروس الازهر پرداخت.4
ولی چیزی که وجود او را متمایز از دیگران کرده بود و موجب اثر بخشی هر چه بیشتر فعالیتهای اجتماعی- سیاسی ایشان گردیده بود این است که، در همین دوران هم دست از فعالیت علمی نکشید وجلسات تفسیر قرآن برگزار کرد بطوری که در چشم مردم، او یک انسان عالم و دانشمند است که مواضع سیاسی و مواضع اجتماعی اتخاذ می نماید نه یک قدرت طلب که دنبال منافع شخصی خود و گروهش باشد.
تقریرات این دروس توسط شاگردش، رشید رضا نوشته می‌شد و پس از ویرایش و اصلاحِ وی، در مجله المنار منتشر می‌‌شد.به همین دلیل نیز به «تفسیرالمنار» معروف شد و در 12 جلد تا تفسیر جزء دوازدهم قرآن منتشر شد.این مجله، یعنی «المنار»، به وسیله رشید رضا پایه‌گذاری شده بود و تا 34 دوره از آن، از 22 شوّال 1315هـ ق به بعد به چاپ رسید.در همین دورانِ تفسیرگویی، شیخ محمد عبده به منصب مهم مفتی مصر منصوب شد.اما به دلیل انحرافات و خطاهای خدیو جدید مصر با او درگیر شد. او در همین دوره با برخی علمای سنتی و متجددان مصری نیز درگیر بود و او را دلشکسته و دلسرد کرد.سرانجام در سن 57 سالگی، به سال 1323 به مرض سرطان از دنیا رخت بربست.
اما در معرفی مفسرین المنار، شخصی که نام او بیشتر با کتاب قرین شده، مقرر درسهای محمد عبده، یعنی رشیدرضاست که درباره شخصیت او اینگونه نقل شده است که :
محمد رشید بن علی‌رضا القَلْمونی، البغدادی الاصل، الحسینی‌نسب، در سال 1282 هجری قمری در قریه قَلْمُون از منطقه طرابلس شام متولد شد.در سال 1315 به مصر سفر کرد و به جلسات درس حلقه افکار و فعالیت‌های استادشیخ محمد عبده پیوست.محمدرشیدرضا بسیار پرکار و مشتاق بود و مجله «المنار» را برای نشر نظرات خود طی سی و چند سال منتشر می‌کرد.او پس از مطالعات و تأملات بسیار، در مسائل جدید اسلامی و تعامل شریعت و مسائل اجتماعی نوین صاحب نظر و آرای مهمی شد.در سال 1326، پس از اعلام قانون اساسی مشروطه در عثمانی، برای فعالیت‌های اصلاحی به شام رفت.اما در دمشق برخورد تندی از سوی برخی علمای سنتی با او صورت گرفت و ناچار به مصر بازگشت.
 در این زمان مدرسه «الدعوه و الارشاد» را در آن سامان تأسیس کرد.سپس به هند و عربستان و اروپا سفرهایی کرد وهنگامی که به مصر بازگشت، به مرگی ناگهانی در سال 1354 هـ.ق درگذشت.برخی آثار او بجز سی و چهار دوره سالانه از مجله المنار و 12 جلد تفسیر المنار، عبارت است از تاریخ الاستاذ الامام الشیخ محمد عبده در 3 جلد، نداء للجنس اللطیف، الخلافه، الوهابیون و الحجاز و… می‌باشد که بارها در سوریه و بیروت و مصر منتشر شده است.5
چنانکه از عناوین آثار رشید رضا پیداست، او از اصل گرایانی بود که به سلفی مشهور‌اند.
 استاد مرتضی مطهری در کتاب «نهضت‌های اسلامی در صد ساله اخیر»، ، در باره تفکر سلفیه نوشته‌اند:
«عامل عمده‌‌ای که سبب شد نهضت اسلامی که از سید جمال شروع شد، از جلوه و رونق بیفتد، گرایش شدید مدعیان اصلاح بعد از سیدجمال و عبده به سوی وهابی‌گری و گرفتار شدن آنها در دایره تنگ اندیشه‌‌های محدود این مسلک است.اینها این نهضت را به نوعی «سلفی‌گری» تبدیل کردند و پیروی از سنت سلف را تا حد پیروی از ابن تیمیه حنبلی تنزل دادند و در حقیقت بازگشت به اسلام نخستین را به صورت بازگشت به حنبلی‌گری که یکی از قشری ترین مذاهب اسلامی است تفسیر کردند، روح‌انقلابی مبارزه با استعمار و استبداد، تبدیل شد به مبارزه با عقایدی که برخلاف معتقدات حنبلیان، مخصوصاً ابن تیمیه حنبلی بود…»6
نویسنده کتاب« سیری در اندیشه سیاسی عرب» معتقد است که رشیدرضا نظرات بدیعی نداشته:
«زیرا در نوشته‌های او چیزی نمی‌یابیم که پیش از او سیدجمال و عبده نگفته باشند.تنها نکته‌ای که عقاید او را از تجدد خواهان دیگر ممتاز می‌کند، اصرار اوست بر سر اصلاح خلافت سنی و اعاده آن به شکلی که در صدر اسلام معمول بود…»7 رشید رضا با آنکه دعوی شاگردی مکتب سیدجمال و محمد عبده را داشت، در پاره‌ای از مباحث دینی و اجتماعی از روح کلی آموزشهای آن دو روبرتافت.یکی از آن مباحث، داوری در باب مذهب شیعه بود… مخالفتی که از خلال نوشته‌های او بر ضد شیعیان پیداست گاه از تعصب و گاه‌نادانی حکایت دارد…»8
رشید رضا با آنکه دعوی شاگردی مکتب سیدجمال و محمد عبده را داشت، در پاره‌ای از مباحث دینی و اجتماعی از روح کلی آموزشهای آن دو روبرتافت.یکی از آن مباحث، داوری در باب مذهب شیعه بود… مخالفتی که از خلال نوشته‌های او بر ضد شیعیان پیداست گاه از تعصب و گاه‌نادانی حکایت دارد.
پس اگر بخواهیم درمورد تفکرات، و نوع نگاه رشیدرضا قضاوتی داشته باشیم باید بگوییم:
«به هر رو، آنچه مسلم است، رشیدرضا گرایشی افراطی به سلفی‌گری داشته و بر همین مبنا می‌توان عناد افراطی او با تشیع و علل و مدخل‌های طرز فکرش در این عرصه را رصد کرد.«محمد رشیدرضا، چنانکه پیشتر گفته شد، نویسنده تقریرات تفسیری استادش عبده در جامع‌الازهر بود که با وفات استاد ناتمام ماند، ولی وی به همان سبک و سیاق در تکمیل آن تفسیر کوشید اما به اتمامش توفیق نیافت.از آثار قرآن‌شناسی او تکمیل تفسیر مشترکش با استاد که به نام المنار منتشر کرد، الوحی المحمدی، ثبوت النبوه بالقرآن، دعوه شعوب‌المدنیه الی الاسلام، دین الاخوه الانسانیه والسلام است. »9
معرفی تفسیرالمنار (تفسیر القرآن العظیم)
آن گونه که آیت الله معرفت در کتاب تفسیر و مفسرون درباره این تفسیر نقل می کند این است که: تفسیرى جامع است که البته موفق به اتمام او نشده اند. بلکه فقط تا آیه 53 سوره یوسف، تفسیر شده است و بیش از 12 جلد نیست.از اول قرآن تا آیه 126 سوره نساء به انشاى شیخ محمد عبده (متوفاى 1323) و املاى سید رشید رضا (متوفاى 1354) است و بعد از آن، رشید رضا به پیروى از سبک شیخ محمد عبده، آن را تا سوره یوسف ادامه داد.
شیخ محمد عبده دروس تفسیرش را در طول 6 سال در الازهر ارائه مى کرد و رشید رضا آنچه را از او فرا مى گرفت مى نگاشت؛ سپس با مشاوره و گفتگو با استاد، مطالبى بر آن مى افزود و بعد از تصحیح و تهذیب آن توسط استاد، آن را در مجله المنار به چاپ مى رساند.
ایشان در ادامه درباره تفکرات محمد عبده و عقل گرایی او از قول ذهبی نقل می کند:
«استاد عبده، کسى بود که به تنهایى در بین بزرگان و اساتید الازهر، آنان را به تجدید و تحول و رهایى از قید تقلید فرا خواند و عقل و تفکر آزادش را در نوشته‌ها و آثارش به کار گرفت و با افکار خشک گذشتگان همراهى نکرد.او افکار و عقایدى متفاوت با گذشتگان داشت و این آزادى عقلى و انقلاب علیه گذشته تاءثیر زیادى در سبک وى گذاشت چنانکه در تفسیر خود نیز به همین شیوه عمل نمود»10.
این تفسیر در تقسیم بندی سبک تفاسیر مختلف در ادوار تاریخ، جزء تفاسیر ادبی – اجتماعی محسوب می شود که در ضمن تفسیر آیات، توجهی هم به مسائل روز مسلمین و حالات مسلط بر جوامع اسلامی دارد.
محمد عبده در تفسیر خویش، یک شیوه و برنامه تربیتى براى امت اسلامى ترسیم مى کند و مسلمین را به مزین شدن به آداب و اخلاق قرآنى، همچون شجاعت، کرامت و حفظ ارزشها، فرا مى خواند و با جمود فکرى فقها و تقلید از آنان و مقدم داشتن مذاهب فکرى آنان بر قرآن و سنت – به عنوان مرجع اول قانونگذارى – مخالفت مى ورزد و مسلمانان را به بکارگیرى عقل و تفکراتشان فرا مى خواند.
توجه داشتن به مشکلات کنونى مسلمانان، بررسى علل عقب ماندگى جامعه اسلامى، امکان ساختن جامعه اى قوى، برانگیختن امت به یک انقلاب قرآنى علیه اوضاع عقب مانده خویش، برخورد درست علمى با زندگى، عنایت کامل به (ضرورت) تاءمین اسباب و علل تمدن اسلامى، برخورد با دشمنان، پاسخگویى به تهاجمات فکرى استعمارگران که بر اعتقادات و تاریخ و تمدن و بزرگان اسلامى شبیخون زده اند – با ادله اى علمى و حقایق تاریخى – و بطلان تفکر آنان از ریشه، از ویژگیهاى این تفسیر است.
استاد معرفت، در کتاب تفیسر و مفسرون می نویسد: سبک و روش تفسیر المنار در این موارد خلاصه مى شود:
«1.اسلام را دین عقل و قانون و مصدر خیر و برکت و اصلاح جامعه دانستن؛
2.اعتقاد به اینکه قرآن تابع عقیده نیست بلکه باید عقیده را از قرآن گرفت؛
3.اعتقاد به اینکه بین قرآن و حقایق علمى موجود، تعارضى وجود ندارد؛
4.توجه به این نکته که قرآن مجموعه متشکل و واحدى است؛
5.حفظ و نگهدارى و تاءکید بر تفسیر ماءثور (تفسیر نقلى) و پرهیز از داستانهاى اسرائیلى و جعلى؛
6.غفلت نکردن از وقایع تاریخى اى که در فهم معانى قرآن تاءثیر دارد؛
7.به کار گرفتن ذوق ادبى در فهم جوانب مختلف آیات؛
8.تفسیر کردن قرآن در پرتو حقایق ثابت و قطعى علمى؛
9.پرداختن به مسائل اجتماعى در اخلاق و سلوک؛
10.پرهیز از ورود به مسائل غیبى که از محدوده احساس و ادراک دورند؛
11.گرفتن موضع درست و استوار در برابر سحر ساحران بویژه در مورد تاءثیر آن در شخصیت پیامبر و سلم؛
12.گرفتن موضع درست در برابر روایات بى اساس ولو اینکه در کتب صحاح هم آمده باشند. »11

نقش احادیث در تفسیر المنار
از آنجایی که بحث پیرامون آیات ولایت، ارتباط مستقیم و لاینفکی با احادیث و روایات ذیل آنها دارد و بسیاری از استدلالها و نزاع های بین شیعیان و اهل سنت در مورد این آیات، مربوط به احادیث مرتبط با آن است، جا دارد که قبل از ورود به بررسی آیات، در تفسیر المنار، با نگرش صاحبان کتاب یه روایات آشنا شویم تا در خلال بحث، دچار زیاده گویی و تکرار ملالت آور مطالب نشویم.
یکی مشخصه های تفاسیر قرن چهاردهم، رشد عقل‌گرایی است و دیگری اهمیت یافتن شیوه تفسیر قرآن به قرآن است.در لذا تفاسیر این قرن به طور طبیعی عرصه را بر تفسیر روایی تنگ کردند.12همین ویژگی درباره تفسیر المنار نیز صادق است.استفاده کم المنار از روایات موجب شده تا در این تفسیر کمتر شاهد نقادی‌های موشکافانه و عالمانه و همچنین تحقیق در فهم معنا و مفهوم احادیث باشیم.
قطعا، آگاهی از میزان شناخت مؤلفان المنار از روایات، ما را دربررسی روشن تر ملاک های نقد و فهم حدیث ـ که به وسیله صاحبان کتاب به انجام شده است ـ کمک می کند..بنابراین، به طور مختصر، به این موضوع می‌پردازیم:
آن‌گونه که از تألیفات محمدعبده معلوم می گردد و با توجه به آنچه از شاگردش (رشید رضا) نقل شده، وی عنایت و توجه خاصی به علم حدیث نداشته است.رشید رضا در خصوص کمی اطلاع استادش می‌نویسد: کان ینقصه سعه الاطلاع علی کتب الحدیث.13به این حقیقت، استاد احمد شاکر نیز، آنجا که درباره رشید رضا بحث می‌کند، اشاره کرده است: کان (رشید رضا) متأثراً أشد الأثر بجمال الدین و محمد عبده و هما لا یعرفان فی الحدیث شیئاً، بل کان هو بعد ذلک أعلم منهما.14به نظر می‌رسد رشید رضا، نسبت به عبده، از تسلط بیشتری در حوزه حدیث برخوردار باشد؛ اما بررسی المنار نشانگر آن است که او نیز در این زمینه تسلط و تبحر کاملی ندارد.
البته با نگاهی به تفسیر المنار معلوم می گردد که محمد عبده نسبت به احادیث تفسیری نگاه بدبینانه ی افراطی داشته است و آنها را حجاب قرآن و مانع رسیدن به مقاصد و مفاهیم عالی قرآن می‌دانسته است. بنابراین، اکثر احادیث تفسیری ـ که در کتاب مورد استدلال قرار گرفته ـ متعلق به رشید رضاست.زیرا خودش، وقتی ‌که از شیوه تفسیری‌اش در المنار سخن می‌گوید، می‌نویسد: «من بعد از وفات استاد، با روش او در تفسیر مخالفت کرده و از روایات صحیح مرتبط با آیات بیشتر بهره گرفتم».15
با این حال، باز هم می‌توانیم اظهار کنیم که روایات تفسیری، مخصوصا در شرح و تفسیر آیات، کم‌تر مورد توجه رشید رضا بوده و در این تفسیر قابل ملاحظه ای از روایات در مباحث استطرادی بکار گرفته شده است.علاوه بر آن، او هم مانند محمد عبده، در جا هایی ذکر می کند که احادیث، مانع از فهم معنای صحیح آیه می گردد 16و یا حتی در رابطه با آیات الاحکام قائل است که حکم آیات کاملا روشن است و نیازی به مأخذ و منبع دیگری نیست17.
مطلب دیگری که نشان می‌دهد رشید رضا اهتمام زیادی نسبت به روایات نداشته، آن است که وی در موارد زیادی، از معیار «نقل به معنا» جهت نقد و رد احادیث استفاده کرده؛18 به گونه‌ای که برخی از نویسندگان او را به استفاده افراطی از این معیار در ردّ روایات متهم کرده‌اند.19با وجود بدبینی مؤلفان المنار، بویژه عبده، نسبت به روایات تفسیری، تفسیر مأثور را یکسره رد و انکار نمی‌کنند.رشید رضا بر این باور است که اقوال صحابه و تابعان، برای معنای لغوی کلمات، حجت است.او همچنین روایات مرفوع به پیامبر(را در تفسیر معتبر می‌داند؛‌ اگر چه نقل صحیح را در این مورد اندک می‌داند.20وی در برخی موارد از روایات تفسیری نیز بهره گرفته است؛ مثلاً درباره معنای سبع المثانی به حدیث استناد کرده و بر صحت آن نیز تأکید می‌کند.21با این حال، همان‌گونه که بیان شد، در مباحث استطرادی بیشتر از اصل تفسیر از روایات استفاده کرده است؛ به عنوان نمونه، در خصوص این‌که آیا بِسْمِ الله الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ جزء سوره فاتحه است یا نه؟ بحث نسبتاً مفصلی مطرح کرده و از روایات زیادی نیز بهره گرفته است.وی در همین موضوع به مقایسه احادیث متعارض پرداخته و با نقد سندی و متنی آنها، دسته‌ای را ـ که قایل به جزئیت بسمله شده‌اند ـ پذیرفته است.22وی در خصوص این احادیث به اختلاف الفاظ حدیث از منابع گوناگون نیز اشاره نموده است.23رشید رضا از منابع شیعی در حدیث استفاده نکرده، اما از طرق متعدد روایت برای تقویت آن بهره گرفته 24و به اضطراب متن روایات در خصوص یک موضوع اشاره کرده است.25در مواردی نیز درصدد است تا بین روایات متعارض جمع کند.26در مجموع، می‌توان بیان کرد، در تفسیر المنار، روایات، بوی‍ژه در شرح و تفسیر آیات، جایگاه ویژه‌ای ندارد.
و از آنجایی که نزاع اصلی درباره روایات، مربوط به خبرهای واحد و غیر قطعی الصدور است، و علما در حجیت اخبار قطعی السند، چه اخبار متواتر و چه اخبار غیر متواتر ـ که همراه با قراین قطعی الصدور از پیامبر(ص)باشند ـ شکی ندارند، اما در خصوص حجیت خبر واحد در میان آنان اختلاف نظر وجود دارد، نظر صاحب المنار را در این رابطه اینگونه ذکر می کنند که:
«رشید رضا در این خصوص دیدگاه ویژه‌ای دارد که قابل توجه و بررسی است. او دو شرط برای حجیت خبر واحد قایل شده است: نخست این‌که ظن حاصل از خبر واحد باید به مرحله اطمینان و وثوق برسد و دیگر این‌که وثوق و اطمینان هر شخص برای خودش اعتبار دارد و کسی حق ندارد بگوید به دلیل این‌که فلان خبر، نزد دیگری اطمینان آور بوده، پس برای من نیز حجت است و به اصطلاح، ظن شخصی در حجیت خبر واحد لازم است، نه ظن نوعی.27در واقع، در دیدگاه مفسر المنار یک خبر هم می‌تواند حجت باشد و هم حجت نباشد؛ یعنی حجیت خبر واحد بستگی به میزان وسواس و زودباوری افراد و یا روش‌ها و مبانی فکری آنان دارد.نتیجه این دیدگاه، آن است که اگر کسی بر اساس خبر واحد، حکمی از احکام عبادی و یا دیگر وظایف فردی را به دست آورد، پیروی از آن حکم تنها بر خود او واجب خواهد بود و دیگران نمی‌توانند در رد یا قبول آن از وی تقلید کنند.بی‌شک، همین دیدگاه، یکی از عواملی بود که رشید رضا، به راحتی، بسیاری از احادیث را در حوزه اعتقادات و احکام (مانند احادیث ربا) به نقد کشید و دیدگاه‌هایی مخالف عموم محدثان اهل سنت ارائه کرد.به نظر می‌رسد که دیدگاه رشیدرضا با سؤالات و مسائل متعددی روبه‌رو باشد که به برخی از آنها اشاره می‌کنیم: اولاً، مطابق آنچه رشیدرضا می‌گوید، خواسته یا ناخواسته، سنت را در معرض آرای شخصی قرار می‌دهد؛ زیرا هرکس ممکن است به دلیل پیش فرض‌ها و یا اعتقادات خاص خود به روایتی اعتماد کند.ثانیاً، در صورتی‌که نظر رشیدرضا صحیح باشد، دیگر مجالی برای اختلافات مذهبی باقی نمی‌ماند؛ زیرا هرکس مطابق با مذهب خود به روایات مذاهب دیگر بی‌اعتماد خواهد بود.ثالثاً، در هر فن و علمی تنها دیدگاه‌های خبرگان و متخصصان، با وجود اختلاف، معتبر است و این‌گونه نیست که دیدگاه و بیان هر کسی معتبر و دارای ارزش و جایگاه باشد.آنچه بیان شد، مربوط به حجیت خبر واحد در احکام عملی است؛ زیرا در نظر مؤلفان المنار، روایات و اخبار آحاد در مسائل اعتقادی حجت نیست.این دیدگاه هم در آرای رشیدرضا 28دیده می‌شود و هم در تفسیر جزء عم عبده 29وجود دارد.به نظر نگارنده، بی‌اعتنایی عبده و رشید رضا نسبت به احادیث آحاد از دیدگاه سیدجمال‌الدین اسد‌آبادی متأثر است.عبدالقادر مغربی، شاگرد سید جمال، در خصوص مبانی استاد خود می‌نویسد:
تواتر و اجماع و سیره عملی پیامبرـ که به دست ما رسیده ـ تنها سنت صحیح‌اند که در فهم قرآن کاربرد دارند و نه چیز دیگر.30همان‌گونه که پیداست، سید جمال نیز توجه و اعتنایی به خبر واحد ندارد و حرفی از آن نمی‌زند.»31
شیوه نقد روایات در المنار
در المنار به نقد سندی اهمیت داده نشده و در این تفسیر، نقد متنی بر نقد سندی ترجیح داده شده است. در جاهای مختلفی می بینیم که مؤلف المنار بارها به صحت سند اشاره کرده، اما در عین حال، روایات را اسراییلی خوانده است 32و یا قوت سند را دلیل بر پذیرش روایات نمی‌داند.33علاوه بر آن، ضعف سند را نیز دلیلی بر ضعف روایت نمی‌داند و در خصوص پاره‌ای از روایات این‌گونه داوری کرده است: الروایات الضعیفه الأسانید الصحیحه المتون.34
در مجموع، دیدگاه مؤلفان المنار در خصوص سند روایت با این بیان آنها آشکار می‌شود: ما کل ما لم یصح سنده باطل و لا کل ما صح سنده واقع.35 با این وجود، در المنار داوری درباره اسانید روایات به چشم می‌خورد و این داوری هم درباره سلسله روات سند است36 و هم درباره خود راویان و جرح و تعدیل آنها.37 البته در خصوص جرح و تعدیل راویان، آرای محمد عبده نمود کمتری داشته و رشید رضاست که به جرح و تعدیل راویان پرداخته است.وی، در بیشتر موارد، از علما و دانشمندان این فن نقل قول کرده و مکتب خاصی در این موضوع ندارد.38 بدین ترتیب، رشید رضا اکثر نقل قول‌های خود را، در باب جرح و تعدیل، بدون تعلیق و یا اظهار نظری خاص رها کرده است؛39 ولی در موارد محدودی نیز میان آرا و اقوالی که از علمای جرح و تعدیل نقل کرده، داوری می‌کند؛ به عنوان مثال، درباره جرح یا تعدیل یحیی بن یمان، بعد از نقل آرای گوناگون، یکی را صواب می‌داند40 و یا طعن ابن معین را بر توثیق بزار، در خصوص منهال بن خلیفه ترجیح می‌دهد.41 در مواردی نیز رشید رضا با جمهور علمای اهل سنت مخالفت کرده و قولی را ترجیح می‌دهد که با نظر آنان هماهنگ نیست.42 از دیگر مطالبی که در بحث سند باید به آن اشاره شود و از مباحث مهم و قابل توجه المنار به حساب می‌آید، دیدگاه رشید رضا درباره رجال و راویان صحیحین است.شایان ذکر است که جمهور علمای اهل سنت دو کتاب بخاری و مسلم را پذیرفته و برای احادیث این دو کتاب و راویانش مزیت خاصی نسبت به سایر جوامع حدیثی قایل‌اند.شیوه نقل روایات توسط رشید رضا در المنار نشان از آن دارد که در دیدگاه وی نیز صحیحین از یک مزیت نسبی برخوردارند.43اما با این وجود، وی برخی از راویان صحیحین را جرح کرده است.
پس در انتها می توانیم اینطور نتیجه بگیریم که:
۱.کمتر استفاده کردن المنار از احادیث موجب شده که در این تفسیر خیلی شاهد نقادی‌های عالمانه و همچنین تحقیق در فهم معنا و مفهوم احادیث نباشیم.
۲. در توضیح و تفسیر آیات، نقش بسزایی برای روایات در نظر گرفته نشده و کم‌تر مورد توجه المنار بوده و حجم قابل توجهی از روایات در مباحث استطرادی به کار گرفته است.
۳. صاحب المنار تبحر و تخصص کافی در زمینه حدیث شناسی نداشته، و این از اشتباهات ایشان در زمینه به خوبی فهمیده می شود.
۴.بعضی از نظرات صاحب المنار همسو با عقاید شیعیان و مخالف جمهور اهل سنت است؛ همانند عادل نبودن جمیع صحابه، حجیت نداشتن مراسیل آنها، صحیح نبودن تمام احادیث صحیحین و…
۵.بررسی متن روایات در این کتاب نسبت به نقد سندی، از طرف مولفان، اهتمام بیشتری دارد.

فصل دوم
بررسی آیه ابتلاء
آیه
وَ إِذ ابْتَلی‏ إِبْراهِیمَ رَبُّهُ بِکلِماتٍ فَأَتَمَّهُنَّ قالَ إِنِّی جاعِلُک لِلنَّاسِ إِماماً قالَ وَ مِنْ ذُرِّیتِی قالَ لا ینالُ عَهْدِی الظَّالِمِینَ.(بقره/124)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

ترجمه: (به خاطر آورید) هنگامی که خداوند، ابراهیم را با وسایل گوناگونی آزمود و او به خوبی از عهده ی این آزمایش‌ها برآمد.خداوند به او فرمود: من تو را امام و پیشوای مردم قرار دادم! ابراهیم عرض کرد: از دودمان من (نیز امامانی قرار بده)! خداوند فرمود: پیمان من به ستمکاران نمی‏رسد!
اول: تبیین و بررسی دیدگاه صاحب المنار
الف: تبیین نظرات
صاحب المنار ابتدا به خطاب این آیه با توجه به آیات قبل پرداخته و می‌گوید که: این داستان حضرت ابراهیمرا خداوند، اولا و بالذات خطاب به مشرکین عرب بیان نموده، تا آنکه با سلف صالحشان با آنها احتجاج کند.چرا که مشرکان عرب خود را منتسب به ابراهیم و اسماعیل می‌دانستند و بخاطر اینکه کعبه را برای آنها بنا کرده، به آنها افتخار می‌کردند.
«أَنَّ ذَلِک کانَ یتَضَمَّنُ الِاحْتِجَاجَ عَلَى أَهْلِ الْکتَابِ بِسَلَفِهِمُ الصَّالِحِ، وَهَذَا یتَضَمَّنُ الِاحْتِجَاجَ عَلَى مُشْرِکی قُرَیشٍ وَأَمْثَالِهِمْ بِسَلَفِهِمُ الصَّالِحِ، فَإِنَّهُمْ ینْتَسِبُونَ إِلَى إِسْمَاعِیلَ وَإِبْرَاهِیمَ وَیفْتَخِرُونَ بِأَنَّهُمَا بَنَیا لَهُمُ الْکعْبَهَ مَعْبَدَهُمُ الْأَکبَرَ…»44
در ادامه به بررسی متعلق “إذ” می‌پردازد و دو قول را در این باره ذکر می‌کند:
1. آنچه از سیاق آیه بر می‌آید این است که “إذ”، متعلق به “أذکر” مقدر است.
2. إذ، متعلق به جمله«قال إنی جاعلک للناس إماما» باشد.
« أَشْهَرُ الْأَقْوَالِ وَأَظْهَرُهَا فِی مُتَعَلِّقِ ” إِذْ ” هُنَا قَوْلَانِ:
(1) أَنَّهُ مُقَدَّرٌ مَعْلُومٌ مِنَ السِّیاقِ وَمِنْ أَمْثَالِهِ وَهُوَ ” اذْکرْ ” إِذَا جُعِلَ الْخِطَابُ لِلرَّسُولِ – صَلَّى الله عَلَیهِ وَسَلَّمَ – أَی ” وَاذْکرْ ” لِأَهْلِ الْکتَابِ وَلِقَوْمِک وَغَیرِهِمْ (إِذِ ابْتَلَى إِبْرَاهِیمَ رَبُّهُ)… إِلَخْ، وَإِذَا جُعِلَ الْخِطَابُ لِلْمُکلَّفِینَ (وَاذْکرُوا) وَتَقَدَّمَ نَظِیرُهُ فِی خِطَابِ بَنِی إِسْرَائِیلَ.
(2) أَنَّهُ مُتَعَلِّقٌ بِقَوْلِهِ: (قَالَ إِنِّی جَاعِلُک لِلنَّاسِ إِمَامًا)»45
بعد در تفسیر “کلمات” می‌گوید که: جمع کلمه است که هم قابل اطلاق بر لفظ مفرد است و هم بر جمله (کلام) اطلاق می‌شود.و مراد از کلمه در این آیه «امر ونهی»است که بر حضرت ابراهیم جاری شده است.
«وَالْکلِمَاتُ جَمْعُ کلِمَهٍ وَتُطْلَقُ عَلَى اللَّفْظِ الْمُفْرَدِ وَعَلَى الْجُمَلِ الْمُفِیدَهِ مِنَ الْکلَامِ.وَالْمُرَادُ مِنْهَا هُنَا مَضْمُونُهَا مِنْ أَمْرٍ وَنَهْی…»46

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

سپس به نقل از استاد خود در درس، می‌گوید: اینکه بجای لفظ تکلیف در آیه، کلمات آمده برای این است که بوسیله کلمات، تکلیف فهمیده می‌شود.ولی اینکه این کلمات چه بودند و حضرت ابراهیم چگونه آنها را تمام کرد را مبهم گذاشته است، چون عرب مراد از این ابهام گویی را می‌فهمد و نیازی به ذکر آن نبوده است.
ولی در ادامه می‌گوید: مفسرین در تفسیر “کلمات” نظرات مختلفی داده اند و نتوانستند به مصادیق آن احاطه پیدا کنند.لذا نظرات مختلفی اینجا بیان شده:
1. منظور از کلمات ابرهیم مناسک حج است.
2. آنها خصال ایمان هستند که از آیات قرآن به دست می‌آید.
3. ” کلمات ” اشاره به کواکب، قمر و خورشیدی دارد که ابراهیم برای زمینه سازی استدلالش بر اثبات خدا، به پرستش آنها تظاهر کرد.
4. مراد از کلمات، امام قرار دادن ابراهیم از طرف خدا، و تکلیفش به بنای کعبه و تطهیر آن است، که بقیه آیه، مفسر برای ابهام در آن است.
5. منظور، امر به ذبح فرزندش است.
6. مراد، ده خصلت است که از آنها به خصال فطرت تعبیر می‌شود: تراشیدن سبیل، مضمضه و استنشاق آب، قبل از وضو، مسواک، فرق باز کردن موها، ناخن چیدن، زدودن موهای زائد، نظافت و پاکی از نجاست.
سپس از قول استادش در نقد این قول آخر می‌گوید: شک ندارم که این مطلب را یهود در دین وارد کرده تا باعث استهزاء اسلام و مسلمین شود.و حق این است که شایسته نیست تعیین مراد از “کلمات” و امثال آن، مگر بوسیله نصی از معصوم.
«وَالْحَقُّ أَنَّ مِثْلَ هَذَا یؤْخَذُ کمَا أَخْبَرَ اللهُ – تَعَالَى – بِهِ وَلَا ینْبَغِی تَعْیینُ الْمُرَادِ بِهِ إِلَّا بِنَصٍّ عَنِ الْمَعْصُومِ.»47

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید