نگرشی در معانی مولی67
محبّ و ناصر70

امّا احتمال اوّل70
و امّا احتمال دوم71
امّا احتمال سوم71
و احتمال چهارم71
معانی قابل اراده از حدیث73
قرینه های متصل و منفصل تعیین کننده معنای «مولی»77
فصل چهارم : پاسخ به شبهات ناظر به دلالت حدیث غدیر94
1. استدلال به روایت نه قرآن95
2. «ولی در لغت اسم کلمه وَلایت( به فتح ) است و معنای آن محبّت نصرت است »96
3. دو ولی در یک زمان99
4. مراد از ولاء در غدیر خم ولای نصرت و محبّت100
5. استدلال نکردن علی(ع) و اهل بیت(ع) به حدیث101
6. اشکالات وارد بر قضیه حارث فهری102
1. مکی بودن سوره انفال103
2. مکی بودن سوره معارج103
3. واقع غدیر در مکه یا مدینه104
4. ثبت نشدن نام حارث فهری در فهرست اسامی صحابه105
5. عذاب نشدن هیچ مسلمانی در عصر رسالت107
6. نیامدن ماجرای حارث فهری در آیات و آثار108
اشکال سندی بر حدیث غدیر110
1. نیامدن حدیث در کتاب بخاری و مسلم110
2. ذکر حدیث فقط در مسند احمد111
بخش سوم تبیین حدیث غدیر بر اساس آیه تبلیغ113
فصل اول : معنایابی واژگان آیه تبلیغ114
یا ایها الرسول( خطاب تشریفی و تکریمی خاص )114
مراد از «ناس »115
فصل دوم : شأن نزول و دلالت آیۀ تبلیغ116
فصل سوم : تفسیر آیه تبلیغ121
سیاق درونی121
سیاق بیرونی :121
بررسی موانع احتمالی تبلیغ پیامبر(ص)123
حفظ شخصیت پیامبر(ص)127
حرمان کافر از هدایت تکوینی128
بخش چهارم تبیین حدیث غدیر بر اساس آیه اکمال129
فصل اول : معنا یابی واژگان آیه اکمال130
واژه «الیوم »130
احتمالات نامعقول درباره «الیوم »130
احتمال معقول درباره «الیوم »135
واژه ی نعمت141
فصل دوم‌: شأن نزول( زمان و مکان‌) و دلالت آیه اکمال142
فصل سوم : تفسیر آیه اکمال144
یأس کافران از نفوذ در اسلام144
تهدید بزرگ کفران نعمت ولایت145
نهی ارشادی146
علت نا امیدی کافران147
دلیل تقدیم کلمه(الیوم)147
اشاره به ولایت در قالب جمله ای معترضه148

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب(به صورت کاملا تصادفی و به صورت نمونه) با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود-این مطالب صرفا برای دمو می باشد

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

بخش پنجم نقد و بررسی اشکالات اهل سنت بر آیات تبلیغ و اکمال151
فصل اول : نقد وبررسی اشکالات وارد بر آیه تبلیغ153
1. اختصاص آیه تبلیغ به اهل کتاب153
2. پنهان سازی وحی155
3. اختصاص آیه تبلیغ به اصل دین و نزول آن در اوایل بعثت در مکه156
4. حذف نام علی(ع) از آیه157
فصل دوم : نقد وبررسی اشکالات وارد بر آیه اکمال.158
1. دروغ و رکیک بودن خبر ابوسعید خدری بر اثبات امامت علی(ع)158
2. آیه اکمال و بطلان ادعای شیعه بر منصوص بودن امامت علی(ع)159
3. نقصان دین لازمه آیه اکمال160
نتیجه گیری162
فهرست منابع164
مقدمه
خداوند متعال اسلام را بهترین و کاملترین اصول بنیادین فکری واعتقادی برای جامعه بشری به قرار داده است.
چنانکه قرآن کریم از این حقیقت پرده بر می دارد و می فرماید : «الیوم یئس الذین کفروا من دینکم فلا تخشوهم و اخشون الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا….»1
«امروز کسانی که کفر ورزیدند، ‌از دین شما نا امید گشتند . پس از اینان نترسید و از من ترسان باشید. امروز دینتان را بر شمال کامل کردم و نعمتم را بر شما تمام ساختم و از اسلام به عنوان دینتان خشنودم.»
این بشارت چند پرسش جدی و اساسی را فرا روی مخاطبان و پژوهندگان آموزه های قرآنی – اسلامی قرار می دهد :
1. آیا خدای متعال برای استمرار خط رسالت محمدی صلی الله علیه و آله وسلم و تداوم حیات مادی و معنوی امت مسلمان، رهبر و امامی را برای جامعه اسلامی برگزیده و به مردم معرفی کرده است ؟
به بیان دیگر آیا برای تداوم خط نبوت و رسالت و رهبری امّت ضرورت عقلی یا نقلی وجود دارد؟ اگر پاسخ مثبت است، آیا لازم نیست تا خدای متعال فردی را به عنوان پیشوای مسلمانان مأموریت و مسئولیت دهد و او را از طریق آیات به مردم بشناساند ؟
2. اگر در انتصاب و معرفی رهبر و هدایت گر جامعه بزرگ مسلمانان بعد از عصر رسالت تا پایان تاریخ ضرورت عقلی یا نقلی وجود دارد، آیا در آیات کریمه قرآن و اخبار و آثار روایی مسلمانان از او نام برده شده است ؟
3. اگر نام وی در آیات و روایات آمده او کیست ؟
از گذشته تا به امروز اندیشمندان مسلمان – شیعه و اهل سنت – با کاوش و کوشش در سدد بررسی و پاسخ گویی به مجموعه پرسش های یاد شده بوده اند و بی هیچ زیاده گویی می توان ادعا کرد که موضوع این پرسشها و پاسخ آنها از عمده ترین چالشهای فکری صاحب نظران بوده است. از این رو درهسته اصلی این پرسشها و پاسخها و گفتگوها موضوع جانشینی حضرت محمد مصطفی(ص) برای هدایت و رهبری امت نهفته است و کانون این مسأله مهم و بحث انگیز و سرنوشت ساز در حیات سیاسی و اجتماعی و فرهنگی جامعه بزرگ مسلمانان بر محور امامت و ولایت اهل بیت رسول خدا قرار گرفته است.
نوشتار حاضر تلاشی برای کشف، فهم و دریافت پاسخ به پرسشهای یاد شده است.
یکی از مهمترین ادله اثبات ولایت و امامت حدیث معروف غدیر خم است که در آن امیر المؤمنین(ع) توسط وجود مبارک رسول اکرم(ص) به امامت و جانشینی بعد از خود منصوب شد، واقعه غدیر نقطه عطفی در تاریخ اسلام است و شاخص ترین و زنده ترین سند امامت بلا فصل امیر المؤمنین(ع) است، خطبه غدیر قانون نامه زیر بنائی و آبروی ابدی اسلام است که چکیدۀ آن جملۀ «من کنت مولاه فهذا علی مولاه »‌است.
تبیین موضوع
حدیث غدیر یکی از احادیث مهم پیغمبر اسلام(ص) است ، این حدیث به لحاظ جایگاهش از صدر اسلام مورد توجه علمای اسلام بوده است به گونه ای که در معرض برداشت های مختلف قرار گرفته و نتایج مختلفی خوصوصا عقیدتی را در جوامع اسلامی به همراه داشته است.
پژوهش حاضر در پی تبیین این حدیث از حیث سند و دلالت و ارتباط آن با آیات اکمال و تبلیغ است. و به علاوه بررسی دیدگاه شیعه واهل تسنن در تفسیر این حدیث و آیات مربوطه وتحقیق نظریه ی صواب مورد توجه قرار گرفته وهمچنین شبهات وارده از سوی مخالفین خصوصا ابن تیمیه در « منهاج السنه » و فیصل نور در«الامامه والنص» والقفاری در «اصول مذهب الشیعه الامامیه اثنا عشریه » مورد نفد وبررسی واقع شده است.
پیشینه تحقیق
درباره پیشینه تحقیق دقیقاتحت عنوان این مقاله مطلبی به دست نیاوردم ولی مطالب وموضوعات آن درلابلای کتبی که درموردحدیث غدیرنوشته وجوددارد این کتب بعضا مستقلا به این موضوع پرداخته و در بعضی کتب در لا به لای مباحث به این حدیث اشاره دارد،حال ما از باب نمونه اسامی تعدادی از این منابع را ذکر می کنیم:
1. خطبه النبی (ص) یوم الغدیر از خلیل ابن احمد فراهیدی سنه 175ق
2. طرق حدیث الغدیر از علی ابن عمر دار قطنی سنه 385 ق
3. طرق من کنت مولا از محمد عبدالله نیشابوری سنه 405 ق
4. رساله فی معنی المولی از محمد ابن محمد مفید سنه 413 ق
5. طرق خبر الولایه از علی ابن عبد الرحمن قناتی سنه 413 ق
6. دلیل النص بخبر الغدیر علی امامه امیر المؤمنین (ع) از محمد ابن علی کراجکی سنه 449 ق
7. الدرایه فی حدیث الولایه از مسعود بن ناصر سجستانی سنه 477 ق
8. خطبه یوم الغدیر از سید محمد ابی طالب حائری قرن دهم هجری
9. طراز الکلم فی ما روی فی غدیر خم از محمد علی بن دمشقی سنه 953 ق
10. رساله فی حدیث الغدیر از سید علی بن خلف مشعشعی سنه 1088 ق
11. رساله فی الغدیر از مهدی بن نصیر استر آبادی سنه 1160 ق
12. عقبات الانوار فی امامه الائمه الاطهار از سید حامد حسین بن محمدقلی کنتوری سنه 1306 ق
13. رساله غدیریه از سید جلال الدین بن محمد عی تهرانی سنه 1318 ق
14. صهبای غدیر از جمعی از شعرای هند سنه 1344 ق
15. ذکری عید الغدیر از موسی بن محمد علی یعقوبی سنه 1371 ق
16. الدره الغرویه و التحفه العلویه از محمد علی بن ابی القاسم اردوبادی سنه 1380 ق
17. رساله غدیریه از سید محمد علی بن حسین شهرستانی سنه 1386 ق
18. در صحه غدیر از محمد مهدی بن محمد علی رکنی 1360 ش
19. خطبه النبی الاکرم (ص) یوم الغدیر از حسین بن احمد عماد زاده سنه1410 ق
20. سیری در الغدیر از محمد بن عبدالحسین امینی سنه1412 ق
ضرورت تحقیق
بعد از تبیین موضوع وبیان پیشینه ی بحث لازم است به ضرورت این موضوع اشاره شود از مهمترین نکاتی که می توان به آن استناد کرد نکات ذیل می باشد :
1- وجود تحریف در روایات فضائل امیر المومنین (ع) خصوصا در مورد غدیر خم تحرفات لفظی و معنوی زیادی صورت گرفته است و به علاوه طرح شبهات جدید و یا شبهات قدیم با بیان جدید ضرورت پرداختن به این موضوع را معلوم می کند.
2- حساسیت موضوع امامت و خلافت بعد از پیامبر در حالیکه این حساسیت در موضوعات دیگر اسلامی از قبیل نماز، روزه و حج مشاهده نمی شود و روشن است که موضوع اصلی حدیث غدیر تعیین جانشین بعد از رسول اکرم (ص) می باشد.
3- وجود تحرکات ضد شیعی توسط وهابیت در بعضی از مناطق شیعه نشین ضرورت قضیه را چند برابر می کند.
سئوال اصلی
سئوال اصلی که در اینجا به دنبال آن هستیم این است که:
آیا حدیث غدیر با توجه به آیات تبلیغ و اکمال در نظر شیعه و اهل سنت قابل اثبات است؟
سوالات فرعی
اما سئوالات فرعی قابل طرح به شرح ذیل می باشد :
1- آیا منابع تفسیری و روایی شیعه و غالب اهل تسنن مؤید محتوای حدیث غدیر است ؟
2- آیا آیه ی اکمال بر اثبات حدیث غدیر در کتب تفسیری شیعه و اهل تسنن تفسیر شده است؟
3- آیا آیه ی تبلیغ بر حدیث غدیر با توجه به کتب تفسیری شیعه واهل سنت قابل تطبیق است؟
4- آیا شبهات مختلف دلالت حدیث غدیر بر امامت بلافصل علی (ع) قابل پاسخ می باشد؟
فرضیه ها
اهتمام ما در این نوشتار به اثبات رساندن فرضیه های ذیل است:
1- حدیث غدیر با توجه به آیات اکمال وتبلیغ قابل اثبات است.
2- منابع تفسیری وروایی شیعه وغالب اهل سنت مؤید محتوای واقعی حدیث غدیر است.
3- آیه ی اکمال بر اساس حدیث غدیر در کتب تفسیری شیعه و اهل تسنن تفسیر شده است.
4- آیه ی تبلیغ بر حدیث غدیر با توجه به کتب تفسیری شیعه و اهل تسنن قابل تطبیق است .
5- شبهات مخالفین دلالت حدیث غدیر بر امامت بلافصل علی(ع) قابل پاسخ می باشد.
بخش اول
کلیات
‌فصل اول : کلیات
خاستگاه و جایگاه امامت در اندیشه اسلامی
گرچه رسول اکرم(ص) از آغاز بعثت به مناسبت های گوناگون بارها خلافت و امامت علی(ع) را بیان کرده بود، اما آنچه در غدیر خم به وقوع پیوست، به منزله سندی ماندگار و قطعنامه ای جهانی بود که در حضور بیش از صدهزار مسلمان که از اطراف جهان آمده بودند، قرائت شد .
این سند تاریخی به دست مبارک پیامبر اکرم(ص) امضا شد و در تاریخ به ثبت رسید و در سیره علمی و عملی رهبران معصوم(عم) و شیفتگان ولایت در طول تاریخ جلوه گر شد . امامان(عم) همراه بر محوری بودن اصل ولایت و امامت تاکید و تکیه داشته اند، چنان که امام باقر(ع) فرمود : اسلام بر پنج پایه استوار است : نماز، زکات، روزه، حج و ولایت، و هیچ یک از آن ارکان به پای رکن رکین ولایت نمی رسد:
«بنی الاسلام علی خمس : علی الصلاه و الزکاه و الصوم و الحج و الولایه و لم یناد به شی کما نودی بالولایه»2
در برخی روایات نیز از مطرح شدن ولایت در روز غدیر سخن به میان آمده است :
«بنی الاسلام علی خمس … و لم یناد بشئ کما نودی بالولایه یوم الغدیر »3
زراره می‏گوید: پس از این‏که امام باقر(ع) ارکان پنج‏گانه اسلام را بیان کرد، از آن حضرت پرسیدم، کدام یک از این ارکان برتر است؟ امام(ع) فرمود: ولایت برترین پایه است، زیرا ولایت در میان ارکان دین نقش کلیدی دارد و امام راهنمای دین است؛
«قال زراره: فقلت وأیّ شئٍ من ذلک أفضل؟ قال: الولایه أفضل لأنها مفتاحهنّ والوالی هو الدلیل علیهن» .4
در ادامه حدیث امام باقر(ع) فرمود: بلندای امر و قله بلند و کلید آن و دَرِ هرچیز و رضایت خدای رحمان پس از شناخت امام(ع) پیروی از اوست و خداوند فرموده: هرکس از رسول پیروی کند. از خدا پیروی کرده است…. اگر کسی تمامی شب‏ها به نماز ایستد و همه روزها را روزه بدارد و همه اموالش را صدقه بدهد و هر ساله حج خانه خدا کند، امّا ولایت ولی خدا را نشناسد تا آن را بپذیرد و همه کارهایش را با راهنمایی او انجام دهد، از طرف خدا هیچ ثوابی ندارد و از اهل ایمان نیست؛ «ذروه الأمر وسنامه ومفتاحه وباب الأشیاء ورضی الرحمان الطاعه للإمام بعد معرفته. إنّ اللّه عزّوجلّ یقول:(ومن یطع الرسول فقد أطاع اللّه ومن تولّی فما أرسلناک علیهم حفیظاً) 5 أما لو أن رجلاً قام لیله و صام نهاره و تصدّق بجمیع ماله و حجّ جمیع دهره ولم یعرف ولایه ولیّ اللّه، فیوالیه ویکون جمیع أعماله بدلالته إلیه ما کان له علی اللّه حقّ فی ثوابه ولا کان من أهل الإیمان»6
خدای سبحان در موطن خاص گرفتن میثاق از انسان‏ها، آنان را بر خودشان گواه ساخت و به آنان فرمود: آیا من پروردگار شما نیستم؟ گفتند: چرا گواهی دادیم؛
(وإذ أخذ ربّک من بنی ادم من ظهورهم ذرّیتهم وأشهدهم علی أنفسهم ألست بربّکم قالوا بلی شهدنا أن تقولوا یوم القیامه إنّا کنّا عن هذا غافلین7.)
«به خاطر بیاور زمانی را که پروردگارت از پشت و صلب فرزندان آدم، ذریه آنها را برگرفت و آنها را گواه بر خویشتن ساخت(و فرمود) آیا من پروردگار شما نیستم؟! گفتند آری، گواهی می‌دهیم (چرا چنین کردی) برای اینکه در روز رستاخیز نگوئید ما از این غافل بودیم.»
خلیفهاللّه و انسان کامل، یعنی رسول‏اکرم‏(ص) نیز که آثار خدایی در او جلوه کرده است، به عنوان آیت کبرای حق در روز غدیر از مردم اقرار گرفت و فرمود: ای مردم! آیا من از خود شما به شما اولی نیستم؟ گفتند: آری؛ «ایّها النّاس ألست أولی بکم من أنفسکم؟ قالوا بلی» .
آنچه در میثاق الهی گذشت، اشهاد و اقرار و اعتراف به ربوبیّت خدا وعبودیّت انسان‏ها بود و در غدیر خم اشهاد برای ولایت و رهبری و خلافت.
شاهد گرفتن برای آن است که انسان بر اساس واقعیتی تصمیم بگیرد و تسلیم شود. خدا ربوبیّت خود و عبودیّت ما را به ما نشان داد و برای گرفتن پیمانِ اطاعت و پذیرشِ شریعت و تکلیف از ما پرسید: آیا من پروردگار شما نیستم؟ ما گفتیم: آری. پیامبر نیز مردم را بر نبوّت خود شاهد گرفت و حاضران در صحنه غدیر گفتند: آری. بعد فرمود لازمه پذیرش نبوّت و ولایت من پذیرش امامت و ولایت وصی من علی(ع) است.
بسیاری از ائمّه(علیهم‌السلام) به واقعه غدیر احتجاج و استدلال کرده‏اند. امیرالمؤمنین(ع) نیز پس از حادثه خلافت استشهاد کرد و فرمود: مردم! مگر در غدیر و موارد دیگر شاهد نبودید که پیامبر مرا وصی قرار داد، پس باید رهبری مرا بپذیرید.
وجود مبارک امیرالمؤمنین(ع) در نهج‏البلاغه می‏فرماید: به خدا سوگند من از همه مردم حتی از خود مردم به آن‏ها أولی هستم: «فواللّه إنّی لأولی النّاس بالنّاس»8.
این اولویت تعیینی است، نه تفضیلی. آنچه وجود مبارک حضرت امیر(ع) در این خطبه نهج‏البلاغه بیان فرمود، از خطبه غدیریه پیغمبر(ص) استفاده کرده است.
اولویّت ولیّ الهی
پس از نزول آیه (النّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم وأزواجه أمهاتهم واُولوا الأرحام بعضهم أولی ببعض9)، مردم تفسیر آن را از رسول گرامی پرسیدند. آن حضرت فرمود: «السّمع والطّاعه»10؛ یعنی من دو سِمَت دارم: یکی رسالت که بر اساس آن احکام الهی را نقل و خود نیز به آن عمل می‏کنم، دیگری ولایت و امامت و رهبری جامعه؛ من فرمانده جنگ و صلح هستم و مسائل کشوری و لشکری بر عهده من است. فرمانم را باید اطاعت کنید. «اولی بالمؤمنین» یعنی قلمرو ولایت همه مؤمنانند؛ «بأنفسهم وأموالهم و حقوقهم».
پیامبر اکرم‏(ص) در غدیر خم ابتدا معارف و اصول دین را بازگو کرد و همگان به آن اقرار کردند. سپس آیه ﴿ألنّبی أولی بالمؤمنین من أنفسهم﴾11را تلاوت کرد و از حاضران اقرار گرفت: «ألست أولی بالمؤمنین من أنفسهم»12. آنگاه فرمود: هر کس صاحب اختیار خویش است، امّا پیامبر والی، متولّی، ولی و أولی بر همه است؟ اولویت(أولی) در آیه سوره احزاب و در سخن پیامبر اکرم‏(ص) تعیینی است، نه تفضیلی. اگر گفته شود دیگری نیز می‏تواند این کار را انجام بدهد، ولی زید أولی است، این افعل تفضیل است، ولی أفعل تعیین مثل ﴿اُولوا الأرحام بعضهم أولی ببعضٍ﴾13که معنایش این نیست که در ارث همگان مساوی‏هستند، لیکن طبقه اوّل سزاوارتر است، بلکه بدین معناست که با بودن طبقه اوّل، ارث به طبقه دوم نمی‏رسد و هم‏چنین با بودن طبقه دوم به طبقه سوم نمی‏رسد.
بنابراین، چون اولویت تعیینی است، با بودن پیامبر انسان صاحب اختیار نیست؛ نه این که ما صاحب اختیار خود هستیم و پیامبر نیز صاحب اختیار ما است، ولی بهتر است که او کارهای ما را اداره کند که آن اولویت تفضیلی است، نه تعیینی. پس معنایش این است که وقتی پیامبر چیزی را اراده کرد، انسان در برابر او حقی ندارد. مردم در کارهای شخصی خود، بر خود سلطه دارند، ولی هنگامی که در تحت رهبری رسول اکرم‏(ص) قرار گرفتند، حرف اول و آخر را رسول گرامی می‏زند. پیغمبر اکرم‏(ص) در غدیر همین بهره را از ششمین آیه سوره احزاب گرفت.
فصل دوم : واژه شناسی
در این قسمت ضرورت دارد تا به معنای لغوی و اصطلاحی واژه هایی پرداخته شود که ارتباط مستقیم ونزدیک به موضوع مورد بررسی این نوشتار دارد وآنها عبارتند از:
1. غدیرخم :
غدیر : ریشه اصلی آن از «غادرت الشئ » یعنی فلان چیز را ترک کردیم است. غدیر بر وزن فعیل و به معنای مفعول( یعنی ترک شده ) است گویا سیل و یا آب باران مقداری از آبشان را در جائی همانند برکه و آبگیر ترک می کند و آن آب تشکیل برکه می دهد.
الغدیر : ج غُدر14 و غُدر و غُدران و اَغدِرَه :‌آبگیر – تالاب – برکه 15
خم : قفس پرندگان16
غدیر خم : مکانی است بین مکه و مدینه و در دو میلی جحفه 17
خم : به ضم خاء نقطه دار و تشدید میم و تنوین آن چنانکه محیی الدین نوری گفته است بستانی است در سه میلی جحفه که در کنار آن بستان غدیر یعنی گودالی است معروف به گودال خم یعنی گودال نزدیک به بستان خم.18
2. دین :
دین در لغت به معنایی اطاعت کردن است ودر قرآن کریم آمده است «ولا یدینون دین الحق»19 یعنی اطاعت نمی کنند طاعت حق را.و ببه معنی جززا هم آمده است «مالک الیوم الدین»20 و در اصطلاح علما دین به مجموعه احکام و معارفی اطلاق شده که از جانب خدای سبحان نازل گشته تا برنامه زندگی بندگان او باشد.21 وهمچنین گفته شده است دین مجموعه ای از هدایت های عملی وعلمی است که از راه وحی وسنت (نبوی وعلوی)برای رستگاری آدمی در دنیا و آخرت آمده است.22
3. اکمال و اتمام
[«اکمال » و «اتمام » که متضاد هر دو «نقص » است، ‌از ریشه «‌کمل » و «تمم» و از جهت معنا به یک دیگر نزدیک هستند. اگرچه گاهی در مسامحات عرفی «اتمام » و «اکمال » جای یک دیگر استعمال می شوند، لیکن در نگاه دقیق لغوی با یک دیگر تفاوت دارند. راغب اصفهانی در فرق این دو واژه می گوید : تمام شدن یک چیز بدین معناست که به جایی برسد که تمام اجزای آن بدان ملحق شود و احتیاج به چیزی دیگر نداشته باشد، درحالی که ناقص، به اشیای خارج از خودش احتیاج دارد.23
اما کمال شی به این است که به جایی برسد که غرض از آن شیء حاصل شود.24
بنابراین کمال در مرحله بالاتری از تمام قرار دارد، به عبارت دیگر هر کاملی تام است، اما هر تامّی کامل نیست. از این جهت برخی گفته اند : کمال غالباً در کیفیات استعمال می شود و در مرحله بعد از تمامیت اجزاء قرار دارد. زمانی کمال تحقق پیدا می کند که خصوصیات و محسنات دیگری بعد از تمامیت اجزا به آن اضافه شود.
برای مثال وقتی که نطفه آدمی در رحم منعقد می شود و مراحل نطفه بودن، علقه شدن، مضغه شدن، استخوان شدن، روییدن گوشت و… را پشت سر می گذارد، به سوی تمامیت خود پیش می رود . هنگامی که از حیث اعضاء و جوارح به مرحله نهایی رسید، بدن انسان تام الخلقه و تام الاجزاء می شود و آمادۀ پذیرش روح و کامل شدن می گردد که قرآن کریم این مرحله را خلقتی جدید می شمرد «سپس جنین را آفرینش تازه ای دادیم. پس آفرین بر خدا که بهترین آفرینندگان است.»25
اما انسان کامل بالفعل نخواهد بود، بلکه بالقوه است، یعنی می تواند کامل شود . زمانی انسان کامل خواهد شد که نتیجه مطلوب از آفرینش او حاصل شود، یعنی از مرحله وهم و خیال بگذرد و به مرحله اندیشه و عقل برسد.]26
4. ابلاغ و تبلیغ
واژه ابلاغ و تبلیغ مصدر ابواب افعال و تفعیل و از ریشه بلاغ و بلوغ هستند در فرهنگ نامه ها در معنای اصلی و مقصود به : رسیدن یا نزدیک به رسیدن و یا به نهایت رسیدن در یک چیز تعریف شده است.27
(بلغ ) : از بلوغ و بلاغ به معنای رسیدن به نهایت مقصد و مقصود است و در این معنا مکان و زمان یا کاری که انجامش نیت گرفته شده، فرقی ندارد و یکسان می باشد و چه بسا لفظ بلوغ و بلاغ درجایی به کار برده شود که کاری نزدیک به رسیدن به مقصد و مقصودش باشد ولی به نهایت نرسیده است.28
5. مولی و واژه های همردیف
ولی ،مولی ،اولی،ولاء،وَلایت ،وِلایت وامثال آنها،همه از ماده ی (و ل ی) اشتقاق یافته است. این واژه، از پر استعمال ترین واژه های قرآن کریم است که به صورت های مختلفی به کار رفته است در 124 مورد به صورت اسم و12مورد،در قالب فعل بکار آمده است.29
معنای اصلی این کلمه، چنان که راغب در المفردات گفته است،قرار گرفتن چیزی در کنار چیز دیگری است،به نحوی که فاصله ای در کار نباشد به همین مناسبت طبعاً ابن کلمه در باره ی قرب و نزدیکی به کار رفته است ،اعم از قرب مکانی وقرب معنوی، وباز به همین مناسبت درباره ی دوستی ،یاری و معانی دیگر استعمال شده است، چون در همه ی این ها نوعی مباشرت و اتصال وجود دارد.
راغب راجع به کلمه ی «ولایت» از نظر استعمال می گوید:وِلایت به کسر واو ،به معنی نصرت است و اما وَلایت به فتح واو به معنی تصدی وصاحب اختیاری یک کار است.وگفته شده است که معنای هر دو،یکی است وحقیقت آن،همان تصدی و صاحب اختیاری است.30
علامه ی امینی برای مولی 27 معنی مطرح کرده است وبعد از بررسی ودقت وبا ارائه ی استدلال و بیان قراین فقط معنای،اولی به شیء ،«اولویت داشتن وسزاوار تر از دیگران بودن » را مناسب ترین معنای کلمه ی مولی در حدیث غدیر دانسته است.31
انشاءالله در بخش بررسی دلالی حدیث استدلالات ایشان کاملاً منعکس خواهد شد.
بخش دوم
تبین سند و دلالت حدیث غدیر
فصل اول : گونه شناسی حدیث غدیر
در مورد واقعۀ غدیر نقل های متفاوتی از شیعه و اهل سنت وجود دارد که می طلبد در این قسمت به نقل آنها بپردازیم و به تفاوتهای موجود مختصراً اشاره کنیم، نویسنده کتاب ارزشمند غایه المرام با کنکاش دقیق و محققانه و منصفانه در نوشته های عالمان حدیث شناس و روایت نگار شیعه و اهل سنت، مجموعۀ با ارزشی از اخبار غدیر یادداشت نموده ایشان 89 طرق روایی از متون حدیثی اهل سنت را به همراه اسناد رجالی آنها به ثبت رسانده است. 32
بزرگانی از عامه که در این رهگذر مورد استناد قرار گرفته اند عبارتند از :
احمد حنبلعبد الله بن احمد حنبلاحمد بن یحییحمیدیمسلمابن ابی الحدید معتزلیابو داوودابن مغازلی شافعیسمعانیترمذیخطیب خوارزمیحموینیثعلبیابو نعیم اصفهانیعلی بن احمد مالکیبلاذریدر اینجا برخی از روایات شیعه و اهل سنت را ذکر می کنیم.
گفتار اول : قصۀ غدیر به روایات شیعه
در این گفتار روایت کتاب الغدیر مقدم شده زیرا به اعتقاد علامه ی امینی این نقل اجماعی شیعه واهل تسنن است اما نقل های بعدی واقعه ی غدیر را مفصل تر ترسیم کرده و مفاد آن بیشتر مورد پذیرش شیعه می باشد.
1. واقعه غدیر به روایت الغدیر
[ده سال از هجرت می گذشت که رسول مکرّم اسلام(ص) عزم سفر حجّ نموده و همگان را مطلّع می سازد.
گروه زیادی به مدینه آمدند تا در مناسک حجّ با او بوده و از او پیروی کنند.
«‌حجه الوداع»، «حجه الإسلام »، «حجه البلاغ »، «حجه الکمال »‌ و «حجه التمام »33 نام هایی است که بر این تنها حجّ رسول خدا(ص) پس از هجرت نهاده اند.
شنبه، پنج یا شش شب از ماه ذی القعده باقی مانده [ پنج یا شش روز مانده به هلال ذی الحجه الحرام ] با پای پیاده، با غسل و تدهین34 و تنها با لباس احرام از مدینه خارج می شود. همسرانش را نیز سوار بر کجاوه با خود می برد .
تمامی اهل بیت و مهاجرین و انصار و چه بسیار از قبایل عرب و دیگر اقشار مردم با او به راه می افتند.35
شیوع بیماری آبله یا حصبه، توفیق همراهی را از بسیاری سلب کرده بود‌، با این وجود، جمعیت به حدی بود که شمار آن را جز خدا نمی داند.
عدد آن را نودهزار و بیشتر ذکر کرده اند.
هنگامه حجّ بر این سیل جمعیّت افزوده می شود‌؛ اهالی مکّه و نیز جماعتی از یمن که در معیّت علی بن ابی طالب(ع) و ابو موسی آمده بودند، به آنان می پیوندند.36
مناسک حجّ را به پایان رسانده و با همان جمعیّت انبوه، راهی مدینه می شود.
در میانۀ راه منطقه ای به نام «جُحفه» قرار دارد که راههای مدینه، مصر و عراق از آنجا منشعب گشته و برکه ای به نام «غدیر خم »در نزدیکی آن واقع است.
پنج شنبه37 هجدهم ذی الحجه الحرام زمانی که به این برکه می رسند، جبرئیل امین آیه ای از جانب پروردگار متعال بر او نازل می کند:
(یا أَیُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَیْکَ مِنْ رَبِّکَ…) 38
[ ای پیامبر! آنچه از طرف پروردگارت بر تو نازل شده است را، کاملاً( به مردم ) برسان ]
فرمان می دهد که باید علی بن ابی طالب(ع) را به عنوان عَلَمِ هدایت و پرچم دین برافراشته، بایستی اطاعت و ولایت او بر همگان را ابلاغ کند.
رسول گرامی(ص) دستور می فرماید : آنها که جلو رفته اند، بازگشته و آنان که می رسند، توقّف نمایند.
کنار هم قرار گرفتن پنج درخت بزرگ مغیلان39، جایگاه خوبی را فراهم آورده بود. آنجا را تمیز کرده و جارو می کشند. به دستور آن حضرت تا رسیدن تمام جمعیّت کسی نمی بایست در آن جایگاه می نشست.
روز تابستانی بسیار گرمی بود. مردها قسمتی از عبایشان را بر سر و قسمتی را از شدّت حرارت زمین، زیر پایشان گذاشته بودند، و با انداختن جامه ای بر روی یکی از درختان برای رسول خدا(ص) سایبانی ساخته بودند. وقت نماز ظهر فرا می رسد، پیامبر(ص) به سمت جایگاه رفته و با مردم نماز می گذارد.
پس از نماز، در میان مردم 40، بر منبری از زین شتران ایستاده 41 و با صدایی بلند خطبه اش را به گوش همگان می رساند و می فرماید : «الحمد لله و نستعینه و نؤمن به، و نتوکّل علیه، و نعوذ بالله من شرور أنفسنا، و من سیئات أعمالنا، الذی لا هادی لمن أضل، و لا مضل لمن هدی، و أشهد أن لا اله ألا الله، و أن محمدا عبده و رسوله.
أما بعد : أیها الناس ! قد نبأنی اللطیف الخبیر : أنه لم یعمرّ نبیّ إلا مثل نصف عمر الذی قبله. و إنی اوشک أن ادعی فاجیب، و إنی مسؤول، و أنتم مسوولون، فماذا أنتم قائلون؟».
هر سپاس و ستایشی از آن خداوند است و از او یاری می جوییم. به او ایمان داشته و بر او توکّل می کنیم. از شرّ نفس و بدیهای اعمالمان به او پناه می بریم. آن که را خداوند گمراه نموده هدایت گری نیست و آن را که هدایت فرموده گمراه گری نباشد. شهادت می دهم که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و فرستاده اوست.
ای مردم! خداوند لطیف( نغز تدبیر42) و خبیر( دانای بر مصالح ) به من خبر داد : عمر هر پیامبری، برابر نیمی از عمر پیامبر پیش از خود است 43 و نزدیک است که من دعوت حق را اجابت نمایم . من مسئولیّتی دارم و شما نیز به نوبه خود مسئولید. چه می گویید ؟
و مردم می گویند : شهادت میدهیم که ابلاغ دین نموده و نصیحتمان کردی، و در این راه تلاش وافر نمودی، خداوند پاداش خیر به تو دهد!
می فرماید : «ألستم تشهدون أن لا إله الا الله، و أن محمدا عبده و رسوله، و أن جنّته حقّ و ناره حقّ، و أنَّ الموت حقّ، و أنَّ الساعه آتیه لاریب فیها، و أن الله یبعث من فی القبور؟
آیا شهادت نمی دهید که معبودی جز خداوند نیست و محمد بنده و رسول اوست، بهشت و جهنم او حقّ است، مرگ حقّ است و قیامت بدون تردید می آید و او مردگان را بر می انگیزد!
می گویند :‌شهادت می دهیم.
می فرماید : «اللهم اشهد »؛ خداوندا شاهد باش!
سپس می فرماید : «ایها الناس! ألا تسمعون »؛ ای مردم آیا نمی شنوید!
می گویند : می شنویم .
می فرماید : «فإنی فرط علی الحوض و أنتم واردون علی الحوض، و إن عرضه ما بین صنعاء‌و بصری، فیه أقداح عدد النجوم من فضّه، فانظروا کیف تخلفونی فی الثقلین ».44
من زودتر از شما به ‍]بهشت و ] نزد حوص [کوثر] می رسم و شما نیز در آینده در کنار همان حوض بر من وارد خواهید شد.
حوضی که فاصله صنعاء45 و بُصری 46 دامنه آن است و جام های نقره در آن به بی شماری ستارگان آسمان است. مراقب باشید که پس از من با آن دو وجود گرانقدر چگونه رفتاری خواهید داشت.
کسی ندا بر می آورد : ای رسول خدا ! این دو «ثقل » و دو «وجود ارزشمند» چیست؟
می فرماید :«الثقل الأکبر کتاب الله طرف بید الله عزّوجلّ و طرف بأیدیکم فتمسکوا به لا تضلّوا، و الآخر الأصغر عترتی . و إن اللطیف الخبیر نبّأنی أنهما لن یتفرّقا حتّی یردا علی الحوض ؛ فسألت ذلک لها ربّی ».
«ثقل اکبر »، «کتاب خدا » می باشد ؛ یک سر آن به دست خداوند عزّوجلّ و سر دیگر آن به دست شماست ؛ آن را محکم نگه داشته تا گمراه نشوید.
و «ثقل اصغر » «عترت و اهل بیت » من است. و خداوند لطیف و خبیر به من خبر داده که آن دو تا هنگامه ورود بر من نزد حوض، از هم جدا نخواهند شد ؛ و من نیز از پروردگار خواستم که آن دو چنین باشند( هرگز از هم جدا نشوند) .
«فلا تقدموهما فتهلکوا، و لا تقصروا عنهما فتهلکوا»؛ بر آن دو پیشی نگیرید، که هلاک می شوید و از آنها دست بر ندارید که باز هلاک خواهید شد.
در این هنگام، دست علی(ع) را گرفته تا آنجا بالا آورد که سپیدی زیر بغل هر دو نمایان شده و مردم علی(ع) را می شناسند.
می فرماید : «أیها الناس ! من أولی الناس بالمؤمنین من أنفسهم ؟» ؛ ای مردم ! چه کسی بر مؤمنین از خودشان سزاوارتر است و اولویّت دارد ؟
می گویند :‌خداوند و رسولش بهتر می دانند.

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

می فرماید : «أن الله مولای و أنا مولی المؤمنین، و أنا أولی بهم من أنفسهم، فمن کنت مولاه فعلیّ مولاه»؛ خداوند، مولای من، و من مولای مؤمنین هستم و بر ایشان از خودشان سزاوارترم؛ پس هر که را من مولای اویم، علی هم مولای اوست.
و این جمله را سه بار تکرار می فرماید‌؛احمد بن حنبل می گوید که چهار مرتبه تکرار فرموده است.
آن گاه می فرماید : «اللهم وال من والاه، و عاد من عاداه، و أحبّ من أحبّه، و أبغض من أبغضه 47، و انصر من نصره، واخذل من خذله، و أدر الحقَّ معه حیث دار. ألا فلیبلغ الشاهد الغائب ».
بار خدایا! هر که را دوست و یاور بود، دوست و یاورش باش و هر که با او دشمنی کند، دشمنش بدار! هر کس که از روی محبّت او را بزرگ داشت و بر شکوه و شوکتش افزود، تو نیز او را از روی محبّت تعظیم و تجلیل کن . هر که از روی بغض او را خوار و حقیر خواست، تو هم خوار و حقیرش بدار!
یاری ده هر که او را یاری کند وهرکس او را بی یاور گذاشت یاریش مکن. و حقّ را دائر مدار او قرار ده. هان! که این سخن را باید حاضر به غایب برساند.
هنوز جمعیت پراکنده نشده بود که امین وحی الهی این آیه را فرود آورد :(الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَیْکُمْ نِعْمَتِی ….) 48.
[امروز دینتان را برایتان کامل گردانیده و نعمتم را برایتان به اتمام رسانیدم ].
اینجاست که خاتم الانبیاء(ص) می فرماید‌: «الله أکبر علی إکمال الدین، و إتمام النعمه، و رضا الربّ برسالتی، و الولایه لعلیّ من بعدی »؛ الله اکبر بر اکمال دین، و اتمام نعمت و رضای پروردگار بر رسالت من وولایت علی بعد از من.
آن گاه مردم شروع به تبریک و تهینت گویی به امیر المؤمنین(ع) می نمایند.
ابو بکر و عمر زودتر از سایر صحابه به آن حضرت تبریک می گویند.
و هر کدام می گوید : «بخّ بخّ لک یا بن ابى طالب اصبحت و امسیت مولاى و مولا کل مؤ من و مؤ منه»؛ زهی و آفرین بر تو ای پسر ابوطالب! برای همیشه مولای من و مولای هر مرد و زن مؤمن شدی.
ابن عبّاس می گوید : «وجبت و الله فی أعناق القوم »؛ به خدا سوگند! «ولایت علی(ع) » بر ذمّۀ همه واجب شد .
این خلاصه ای از واقعۀ غدیر است، که امّت اسلامی بر آن اتفاق نظر دارند.]49

دسته بندی : پایان نامه

پاسخ دهید